خانه / هنر، رسانه و ادبیات / آثار هنری / آزمایشی – آزمایشی

آزمایشی – آزمایشی

ابن خلدون عامل اصلی پایه‌گذاری و بنیان نهادن دولت را عصبیت می‌داند و می‌گوید: باید عصبیت بزرگی وجود داشته باشد تا دیگر جمعیت‌ها و عصبیت‌ها را پیرامون خود گرد آورد و همه از این عصبیت بزرگ پیروی می‌کنند.[۱]

در زمان یزید عصبیت قومی از میان نرفته بود ولی پیرامون امام حسین (ع) چنین عصبیتی وجود نداشت تا دو نوع عصبیت در مقابل هم قرار گیرند و عصبیت امام حسین (ع) بر عصبیت یزید پیروز شود. در دیدگاه ابن خلدون پیروزی عصبیت یزید بر عصبیت امام حسین بود. ما می‌دانیم که یکی از انگیزه‌های مبارزه امام حسین (ع) مخالفت آن حضرت با موروثی و سلطنتی شدن حکومت (خلافت) بود. اما در دیدگاه ابن خلدون در واقع غایت عصبیت پادشاهی است نه خلافت.

ابن خلدون می‌نویسد: خلافت نخست بدون پادشاهی پدید می‌آمود، آنگاه معانی و مقاصد آنها به یکدیگر مشتبه شده و با هم آمیخت، سپس عصبیت پادشاهی از عصبیت خلافت تفکیک شد و به سلطنت مطلقه تبدیل گردید.[۲]

بدین جهت است که امام در صدد مبارزه با تبدیل شدن خلافت به سلطنت بر می‌آید در حالی که ابن خلدون سلطنت را غایت طبیعی عصبیت می‌داند. لذا در این دیدگاه بر امام فرض است علاوه بر اینکه بر عصبیت پیروان خود تکیه کند و عصبیت دشمن را بشناسد،‌ نهایتاً باید کاری کند که آن عصبیت به سلطنت تبدیل شود تا بتواند به حکومت خود برسد. با توجه به این مسائل است که ابن خلدون قیام عاشورا را نا مطلوب می‌داند و آن را به هدر دادن انرژی‌ها می‌شمارد.[۳]

ابن خلدون می‌گوید: برای شرایط رهبری سه شرط لازم است: شایستگی فردی، شایستگی خانوادگی و شوکت. می‌نویسد: حسین (ع) دو شرط شایستگی فردی و خانوادگی را دارا بود اما شوکت نداشت.[۴]

پس عذر بدتر از گناه می‌آورد که: حسین (ع) از لحاظ قضاوت شرعی اشتباه نکرده چون گمان می‌کرده بر این کار توانایی دارد. در صورتی که ابن عباس و ابن زبیر و ابن عمر و محمد بن حنفیه وی را در رفتن به کوفه ملامت کردند و اشتباه او را می‌دانستند ولی او بازنگشت چون اراده و خواست خدا بود.[۵]

تناقضاتی در گفتار ابن خلدون هست که هم می‌گوید حسین (ع) اشتباه کرده و هم می‌گوید کار شرعی کرده پس اشتباه شرعی نکرده و امام که دارای عقل کامل است؟ یا آیا عقل و شرع با هم تناقض دارند؟

هم می‌گوید اشتباه کرده و هم می‌گوید خواست خدا بود ولی در خواست خدا، اشتباه معنی پیدا نمی‌کند.

دیگر آن که در نظر او پیروزی فقط منحصر در امور ظاهری است.

او در توجیهات دلایل خود، قیام را باعث تفرقه امت می‌داند، چون باعث هرج و مرج می‌شود.

به همین خاطر دیگران از حسین (ع) پیروی نکردند ولی عیب جویی او را نیز نکردند زیرا حسین (ع) مجتهد، بلکه پیشوای مجتهدان بود.[۶]

او به صراحت حفظ وضع موجود را به حاکمیت اسلام و دینی کردن جامعه ترجیح می‌دهد و این خلاف اسلام است. از یک سو امام را پیشوای مجتهدان می‌داند و از سویی اقدام او را هرج و مرج می‌داند.

او در تناقضی دیگر می‌نویسد: این عمل یزید، فسق او را تأیید می‌کند و امام حسین (ع) شهید و مأجور است و عمل او حق و از روی اجتهاد بوده است و صحابه دیگر که با یزید نیز بودند راه حق و اجتهاد را پیموده‌اند.[۷]

این اعتقاد از اعتقاد خلاف و عقل اهل سنت مبنی بر عادل بودن همه صحابه نشأت می‌گیرد.

[۱] ابن خلدون، مقدمه، ترجمه محمد پروین گنابادی، ج ۱، ص ۵۸۷ و ۵۶۹، انتشارات علمی فرهنگی تهران، ۱۳۷۵٫

[۲] بخشهای قنبری، فلسفه عاشورا از دیدگاه اندیشمندان مسلمان، شرکت چاپ و نشر بین‌الملل سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ اول، بهار ۱۳۷۹ ص ۴۸٫

[۳] همان، ص ۴۸٫

[۴] ترجمه مقدمه ابن خلدون، ج ۱، ص ۴۱۵٫

[۵] همان، ص ۴۱۶٫

[۶] همان ص ۴۸۶٫

[۷] همان ص ۴۱۷٫

درباره ی میثم مرادیان

همچنین ببینید

روش‌های تربیتی فرزند از دید

نویسنده: فاطمه مختاری عضو حلقه علمی ‌بلاغ خواهران؛ انتخاب روش صحیح و نتیجه بخش در تعلیم و تربیت، امری ضروری است. قرآن کریم می‌فرماید: } لَیْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ ظُهُورِها وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقی‏ وَ أْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوابِها {

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *