خانه / کتاب ها (صفحه 3)

کتاب ها

کتاب های انتشار یافته توسط اداره پژوهش اداره کل آموزش دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی

غزل (فصل اول کتاب حنجره های جاری جلد ۲)

فهرست اشعار فصل اول کتاب:  گل نیاز /سیدحسین سیدی …………………………………………. ۱۷ تقدیم به امام حسین ۷/سیدحسین سیدی ……………………… ۱۹ درخت باور /سیدحسین سیدی …………………………………… ۲۱ تمام بهار/سیدحسین سیدی………………………………………… ۲۳ غروب کرد/سیدحسین سیدی……………………………………… ۲۵ خنده تلخ/سیدحسین سیدی………………………………………… ۲۶ زیبا…/سیدحسین  سیدی…………………………………………… ۲۷ آب را گل کردند/سیدحسین سیدی……………………………….. ۲۸ کجا می‌روی/ سیدحسین سیدی…………………………………… …

توضیحات بیشتر »

نظام سیاسی اسلام

استاد: حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر محمدجواد ارسطا چکیده:  استاد در ابتدا به مفهوم‌شناسی سیاست پرداختند و اشاره کردند که سیاست یعنی جریان ‌قدرت در جامعه. ایشان سپس به منشأ حاکمیت پرداختند و به سه دیدگاه مهم زیر اشاره کردند: دیدگاهی که منشأ حاکمیت را خدا می‌داند (تئوکراسی)؛ و دیدگاهی که منشأ حاکمیت …

توضیحات بیشتر »

نظام تربیتی اسلام

  استاد: حجت‌الاسلام‌والمسلمین قندیلی چکیده: مباحثی که ابتدا مطرح می شود مربوط به کلیات و مقدماتی از نظام تربیتی است. بعد عوامل تربیتی و شاخه‌های مربوط به علومی که در تعلیم و تربیت موردنیاز هستند مورد توجه قرار می گیرد و در پایان وارد رابطه فقه و تربیت شده است …

توضیحات بیشتر »

تأثیرات متقابل فلسفه و کلام اسلامی

  استاد: حجت‌الاسلام والمسلمین شیخ علی رضایی‌تهرانی چکیده: در طول تاریخ بشریت علوم مختلف، به‌ویژه آن دسته از علوم که در زمینه‌ها و حوزه‌های مشترک (در روش، موضوعات و مسایل) پدید آمده و رشد یافته‌اند، همواره رابطه‌ای متقابل با یکدیگر داشته و در سیر توسعۀ خود، تأثیرات مثبت و منفی …

توضیحات بیشتر »

مبانی و نظریه‌های سیاست

  استاد: دکتر سید عباس صالحی   چکیده:   دانش‌های سیاسی با چهار علم: کلام سیاسی، فلسفه، اخلاق سیاسی و فقه سیاسی مرتبط است. بنابر تأکید استاد، فقه سیاسی یکی از اجزای قابل‌توجه اندیشۀ سیاسی اسلام است و تکمیل و تکامل اندیشۀ سیاسی اسلام مرهون تلاش فقه‌پژوهان علاقمند است. استاد سپس …

توضیحات بیشتر »

تسبیحی با دانه‌های بلوط

نویسنده: مهدی کبیری دایی رجب درفش را از روی پریموز برداشت. نُک قرمزش را وسط پوستمان گذاشت. آخمان تا آسمان هفتم می‌رسید. فریادمان را فقط خودمان می‌شنیدیم. دایی رجب با چشمان تنگ شده دودمان را آهسته فوت می‌کرد و درفش را از میانمان عبور می‌داد. مغزمان سفت شده بود. شصت …

توضیحات بیشتر »