خانه / فرهنگ، تمدن و ارتباطات / تاریخ ایران و اسلام / مرزبان شیعه، علامه شیخ عبدالحسین امینی

مرزبان شیعه، علامه شیخ عبدالحسین امینی

نویسنده:

رمضان قوامی

عضو حلقه علمی تاریخ اسلام

دانش‌آموخته دوره عالی تاریخ اسلام

 

چکیده: تاریخ اسلام از جمله عرصه‌های مورد توجه عالمان و پژوهشگران علوم دینی است.علّامه امینی از جمله شخصیت‌هایی‌ست که در این عرصه آثار بی‌نظیری از خود به یادگار گذاشته است. در این نوشتار با نگاهی گذرا به زندگی و شخصیت علمی علاّمه عبدالحسین امینی، برخی آثار ایشان به‌ویژه کتاب فاخر «الغدیر» معرفی شده است.

واژگان کلیدی: علاّمه امینی، الغدیر، تاریخ اسلام، آثار تاریخی.

 

مقدمه

علاّمه امینی؛ از معدود اندیشمندانِ پژوهشگری  است که عمر پربرکتش را در کاوش، تتبع و تبلیغ فرهنگ اهل‌بیت: صرف کرد. به یقین او پژوهشگر نام‌آورِ عالم تشیع در عرصه امامت و ولایت است.

علاّمه امینی همچون ستاره پرفروغی در تاریخ هزار و چهارصد ساله اسلام می‏درخشد. او با کنار زدن جهالت‌ها و تاریکی‏ها، چهره ملکوتی علی۷ و مراتب فضیلت و معنویت حضرتش را به جهانیان نمایاند.

ایشان با نوشتن کتاب گران‌سنگ «الغدیر» در شمار مورخان و تاریخ‌نگاران بزرگ قرار گرفت. علاّمه با توجه به اینکه مورخان در نقد اخبار تاریخی کمتر به مسایل و موضوعات تاریخی و فقه تاریخ پرداخته اند، بر آن شد تا نگاهی تازه و نو به تاریخ و مسایل تاریخی داشته باشد. به همین دلیل ایشان تاریخ را از نگاه نقد و تطبیق بررسی نموده است، به گونه‌ای که با مطالعات گسترده خود توانست با تعریف ضوابطی تطبیقی، بسیاری از حقایق تاریخ اسلام را که مورخان کمتر به آنها پرداخته‌اند، نمایان کند.

این مقاله مروری است اجمالی بر زندگی و شخصیت علمی علاّمه امینی و معرفی آثار تاریخی و دیگر آثار این محقق برجسته جهان اسلام.

شیخ عبدالحسین امینی معروف به علاّمه امینی نویسنده کتاب «الغدیر» در سال ۱۳۲۰ هـ .ق مطابق با ۱۲۸۱ هـ.ش در روستای (سَرَدها) از توابع شهرستان سراب به دنیا آمد و در کنار پدری پرهیزگار که از عالمان آن سامان بود، پرورش یافت.

خاندان امینی، خاندانی اهل علم و فضل و تقوا و دارای سابقه در خدمات دینی بودند. پدر علاّمه امینی حجت‌الاسلام حاج میرزا احمد امینـی[۱] (م۱۳۷۰ هـ .ق) است که خـود از افـاضل و عالمـان نامـی و معروف منطقه بـود. عبدالحسین به چنین پدری افتخار می کرد و خدای را سپاس می‌گفت که در خانه علم و تقوا تولد یافت و تربیت  شد. نیای علاّمه (مولی نجف علی) مشهور به (امیـن الشرع)[۲] (م۱۳۴۰ هـ .ق) نیز از فاضلان و متقیان بـوده و علاقه شـدیـدی به گردآوری کلمات ائمه اطهار: داشته است که در ایـن‌باره مجموعه‌هایی نیز گرد آورده است. وی به فارسـی و ترکـی شعر مـی سروده و نسبت این خاندان به امینی نیز از همیـن لقب (امین الشرع) بوده است.

حیات علمی علاّمه

وی با استعداد و نبـوغ عجیبی که داشت از اوان کودکی آموزش مقـدمـات را در مـدارس تبـریز (مدرسه طالبیه) و در نزد پدر آغاز کرد و در طی چند سال ادبیات فارسی و عربی، منطق، فقه و اصول را فراگرفت. عبدالحسین همانطور که دروس متداول حوزه های علمیه را فرا می گرفت و به کتاب‌هایی مانند «الفیّه ابن مالک» در علم نحو می پرداخت، در سایه هدایت پدر اشعاری هم از بزرگان دین حفظ کرد[۳]. روحیه کمال‌خواه وی در آموختـن علـم به محدوده آذربایجان قانع نشد. به همین دلیل راهـی نجف، کانون علمی شیعه امامیه در آن روزگار شد[۴] و نزد برجسته‌ترین مراجع و علما، به تحصیل پرداخت تا به درجه اجتهاد رسید[۵].

علاّمه از محضـر اساتید و عالـمانی چـون: سید محمد موسوی، معروف به مولانا؛ مؤلف (مصباح السالکین)، حاج سید مرتضی خسروشاهی، صاحب (اهداء الحقیر فی معنی الحدیث الغدیر …)، شیخ حسن توتونچی، مؤلف (هدیـۂ الأنام)، سیـد محمـدباقر حسینی فیـروزآبادی (م ۱۳۴۵هـ .ق)، سیـد ابـوتـراب خوانساری (م ۱۳۴۶هـ .ق)، میرزا علی ایروانی و آیت‌الله میرزا ابوالحسن مشکینی بهره برده است.

علاّمه پس از سال‌ها، تصمیم به بازگشت به وطن خود تبریز می گیرد و راهی این دیار می شود. ثمره این مسافرت کتاب نفیس «تفسیر فاتحـۂ الکتاب» است. علاّمه پس از ازدواج تصمیم می گیرد دوباره به نجف برگردد تا بار دیگر در محضر علمای اعلام مشغول تکمیل کمالات علمی و معنوی شود. در این بازگشت از محضر مراجع بزرگی مانند: سید ابـوالحسـن اصفهانی (م۱۳۶۴هـ .ق)، میرزاحسین نائینی (م۱۳۵۵هـ .ق)، شیخ عبدالکریم حائری یزدی (م۱۳۵۵هـ .ق)، شیـخ محمـدحسین کمپانـی اصفهانی (م۱۳۶۱هـ .ق)، آیت‌‌الله سید میرزاعلی شیرازی و شیخ حسین آل‌کاشف‌الغطاء کسب فیض کرد و با خطّ خود آن بزرگان اجازه اجتهاد دریافت داشته است. البته هر کدام در اجازات، موقعیت علمی و فضایل علمی و مکارم اخلاقی و اجتماعی ایشان را یادآور شده و ستوده اند[۶].

زندگی علمی علاّمه در واقع حیات واقعی اوست که بخش اصلی آن را تحقیقات و پژوهش‌های ایشان تشکیل می دهد. او در بین معاصران خود به سخت‌کوشی و استقامت ضرب‌المثل و الگو بود. ایشان در علـوم اسلامی مانند تفسیر، حدیث، درایـه و علـم رجال استاد و صاحب‌نظری بی مانند بود و در علم فقه و تاریخ، گوی سبقت را از همه محققان ربوده بود. هنگامی که نخستیـن تألیف وی تحت عنوان «شهداء الفضیلـۂ» با ترجمه فارسی (شهدای راه فضیلت)، در سی و پنج سالگی منتشر شد، مراجع و علمای بزرگ زمان و مراجع عالیقدر و ادبای عرب، زبان به تحسین گشودند. پـس از ایـن مراحل است که علاّمه ۴۰ سال دیگر از عمر پر برکت خویش را بـا تلاشـی بی‌مـاننـد و پشت‌کـاری بی‌نظیر در راه تحقیق و تتبّع می‌گذارد و کتاب عظیـم و شاهکار خـویـش «الغدیـر» را به جهان اسلام تقـدیـم می‌کند.

سفرهای علمی علاّمه

علاّمه برای نوشتن «الغدیر» که دایرہ المعارف جاودانه امامت و ولایت علوی است، پژوهشی بسیار گسترده و بی مانند را آغاز کرد. آن مرحوم نخست همه کتاب‌های خطی و چاپی کتابخانه های عمومی و خصوصی نجف اشرف را مطالعه کرد. از جمله همه کتاب‌های خطی و چاپی کتابخانه مرحوم سید محمدباقر بحرالعلوم، کتابخانه مرحوم آیت‌الله شیخ محمدحسین کاشف الغطاء، کتابخانه شیخ فرج‌الله نجفی و کتابخانه حسینیه شوشتری ها که برای مطالعه در کتابخانه اخیر (چون این کتابخانه روزی بیشتر از چهار ساعت باز نبود)، مرحوم امینی با توافقی که با رئیس کتابخانه انجام داده بود، هر روز به هنگام ظهر؛ یعنی ساعت تعطیلی کتابخانه وارد آنجا می شد و کتابدار در را به روی او می بست تا روز بعد ساعت ۸ صبح که در را به رویش می گشود، در نتیجه او روزی ۲۰ ساعت در این کتابخانه کار می کرد و با لقمه نانی که به همراه داشت و جرعه آبی که کتابدار در اختیار او می گذاشت، توانست از میان چهار هزار نسخه خطی، مآخذ دلخواه خود را بیابد[۷].

مرحوم علاّمه نیز به مطالعه کتابخانه های کربلا پرداخت و پس از آن به کتابخانه های کاظمیه، بغداد، سامرا، حلّه و بصره رفت و همه کتاب‌های خطی و چاپی آنها را مطالعه کرد. ایشان سپس برای مطالعه به ایران آمد و به مطالعه کتب خطی و چاپی کتابخانه های آستان قدس رضوی، مجلس شورای ملی در تهران، مدرسه سپهسالار در تهران، ملک در تهران، کتابخانه ملی در تهران، کتابخانه آیت‌الله بروجردی در بروجرد و کتابخانه سردار کابلی در کرمانشاه پرداخت. علاّمه در سال ۱۳۸۰ هـ .ق به هند رفت و به مطالعه کتب خطی و چاپی در کتابخانه‌های آن دیار پرداخت. در سال ۱۳۸۴ هـ .ق به سوریه رفت و به مطالعه کتابخانه های دمشق و حلب پرداخت[۸] و پس از آن در سال ۱۳۸۷ هـ‌.ق راهی ترکیه شد تا به مطالعه کتاب‌های آن دیار بپردازد[۹]. علاّمه در این سیر پژوهش و مطالعه از نسخه های خطی نفیس و منحصر به فرد این کتابخانه ها نسخه‌برداری کرده است. ایشان در ضمن مطالعه و پژوهش و ترویج حقایق شیعه، در ایجاد وحدتی اصولی و راستین در میان مسلمانان بسیار کوشید. علاّمه؛ شرح این سفرهای علمی و فهرست کتب خطی و چاپی را که مطالعه و نسخه‌برداری کرده است را در دو جلد بزرگ که به صد صفحه می رسد نوشته و آن را «ثمرات الأسفار إلی الأمطار» نام نهاده است.

معرفی آثار تاریخی علاّمه امینی

 علاّمه امینی; در مطالعه و پیوستگی در پژوهش جدیت زیادی داشت. وی بسیاری از اوقات خود را صرف مطالعه کتاب‌های علمی و بحث‏های اسلامی می‏کرد. همین امر سبب شد که گام‏های علمی جاودانه‏ای بردارد و کتاب‏های فکری ارزشمندی را به جامعه اسلامی عرضه کند. هر یک از کتاب‏های علاّمه امینی نشان‌دهنده دانش ژرف، فضل زیاد، اطلاعات گسترده و تلاش طاقت فرسای اوست. در این مجال به برخی آثار تاریخی علاّمه که به حق تلاش بسیار گسترده و زحمات فراوانی برای نوشتن آنها متحمل شده اند، اشاره می کنیم:

  1. الغدیر فی الکتاب و السنـۂ و الأدب[۱۰]

الغدیر یکی از شاهکارهای علمی عصر حاضر است که می‌توان آن را دایرہ‌المعارف آیین تشیع دانست. این کتاب بیست جلدی، نتیجه ۴۰سال کوشش، مجاهده و تحقیق و تتبّع عمیق علاّمه امینی است. در این مجال نخست نگاهی گذرا به برخی از زوایای گوناگون این کتاب خواهیم داشت، آنگاه شمه ای از ویژگی های الغدیر را تقدیم خوانندگان می‌کنیم:

 

انگیزه علاّمه از نوشتن کتاب الغدیر

محمدهادی امینی (فرزند علاّمه) در این باره می‌گوید: به ایشان عرض کردم چطور شد که شما به تألیف کتاب الغدیر همت گماشتید. ایشان مدتی فکر و تأمل نمود و بعد فرمود: من مطالب فراوان و شخصیت های کم‌نظیری را مد نظر قرار دادم تا سرانجام به این نتیجه رسیدم که تنها شخصیتی که هرچه درباره او گفته شود و نوشته شود شایستگی آن را دارد، وجود مقدس علی‌بن‌ابیطالب۷ است و مظلوم‌تر از وجود مقدس ایشان سراغ ندارم و به این دلیل مناقب و فضایل حضرت را از کتاب‌های تاریخ و منابع اخبار و احادیث استخراج نموده و کتاب «الغدیر» را تألیف کردم[۱۱].

علاّمه امینی با تألیف «الغدیر» خاطرات عصر نبوی را تجدید می کند، عصری که سروری از آن امت قرآنی است و رسول اکرم۶ رهبری آن را بر عهده دارد و بعد از خود، علی ‌بن ابیطالب۷ را به عنوان ولی معرفی کرده است. علاّمه امینی، احیاگر سنت نبوی است که با «الغدیر» اصل اصیل و محور حکومت قرآنی یعنی جریان غدیرخم را در خاطره‌ها جاودان کرده است. علاّمه در عصری زندگی می کند که دولت عثمانی شکست خورده است که اگر «اصل ولایت» و رهبری امت آن‌گونه که پیامبر اسلام۶ و قرآن کریم فرموده بود، اجرا می گردید، چنین شکستی روی نمی داد و انگلیس جرأت نمی‌کرد عراق را جزء مستعمرات خویش درآورد.

در واقع علاّمه با استفاده از قرآن و حدیث و شعر و حماسه، مبانی فلسفه سیاسی اسلام را به جهانیان ابلاغ کرد. ایشان علاوه بر اینکه با رجوع به قرآن و سنت و رعایت موازین «سندشناسی» و «نقد حدیث» حقایق غیرقابل انکاری را پیش چشم امت اسلامی نهاد و مسئله اختلاف معتقدان به کتاب و قبله واحد را از میان برداشت، جهانیان را به این مهم آگاه داد که امامت و رهبری از جمله مبانی اصیل اسلامی است که با رعایت آن حکومت اسلامی برقرار می گردد. آن‌گونه که در صدر اسلام رسول اکرم الهی و امیرمؤمنان۸ با تکیه به این اصل، حکومت اسلامی را بنیاد نهاد و حیات سیاسی اسلام را استمرار بخشیدند. علاّمه امینی با نقد آثار و تألیفات کسانی چون: «ابن تیمیه»، «آلوسی»، «قصیمی» و«رشید رضا» درصدد برآمد وحدت و اخوّت اسلامی را در جهان اسلام بگستراند و نفاق و تفرقه را از بین ببرد. وی در پی‌جویی اسناد حدیث غدیر، بیست و چهار کتاب تاریخی، بیست و هفت محدث، چهارده مفسر قرآن و هفت متکلم اسلامی را می یابد که حدیث غدیر را نقد کرده اند. آنگاه راویان حدیث غدیر از صحابه پیامبر۶ را به ترتیب حروف الفبا برمی‌شمارد. یکصد و ده تن از اصحاب را نام می برد که حدیث غدیر را روایت کرده اند[۱۲]. علاّمه در این باره نام هشتاد و چهار نفر از تابعین را نیز آورده است[۱۳]. سپس طبقات راویان حدیث غدیر از علما را برمی شمارد؛ از علمای قرن دوم هجری تا قرن چهاردهم سیصد و شصت تن[۱۴] را نام می‌برد که حدیث شریف غدیر را روایت کرده‌اند. علاّمه امینی همچنین برای یافتن  مدارک معتبر بارها به نقاط مختلف جهان مسافرت می کند.

وی در کتاب گران‌قدر« الغدیر» نخست آیاتی که در خصوص امیرمؤمنان علی۷ نازل شده است را بیان می‌کند که برخی از این آیات عبارتند از: آیه تبلیغ[۱۵]،  آیه اکمال دین[۱۶]، آیات سوره معارج[۱۷]، آیه ولایت[۱۸]، سوره هل اتی. همچنین احادیث نبوی و سخنان پیامبر۶ را با آمیختگی شگرفی در آغاز و انجام سخن و یا در مقام استدلال و تأیید و تضمین یادآور می شود که بعضی از این احادیث به قرار زیر می باشند: حدیث غدیر و ولایت، حدیث اخاء، حدیث منزلت، حدیث ثقلین، حدیث علی مع الحق و الحق مع علی، حدیث تبلیغ، حدیث انذار العشیرہ، حدیث«إنّ علیاً أول من أسلم و آمن و صلّی»، حدیث رد الشمس، حدیث سد الابواب و احادیث بسیار دیگری که در فضیلت و بزرگی حضرت علی۷ بر زبان پیامبر گرامی اسلام۶ جاری شده است. دکتر سید جعفر شهیدی که خود در نجف و تهران از یاران علاّمه امینی بود، نقل می کند که روزی علاّمه به من گفت: برای تألیف الغدیر ده هزار جلد کتاب خوانده ام. او در ادامه می گوید: علاّمه مردی گزافه‌گو نبود. وقتی می گفت کتابی را خوانده ام، بدرستی خوانده و در ذهن سپرده و از آن یادداشت برداشته بود[۱۹].

علاّمه پس از بررسی اسناد حدیث غدیر و اثبات این واقعه مهم، شاعران چهارده قرن را که از سفره قرآن توشه برداشته‌اند، به شهادت آورده است تا هم یادی از نام‌آوران و مبارزان مکتب ارجمند علوی کرده باشد و هم فضایل امام علی۷، وصی برحقّ حضرت رسول اکرم۶ را به اثبات رساند. وی ادب متعهد شیعی را یکی دیگر از حجت‌های واقعه غدیر دانست و برای فراهم آوردن شعر بزرگ مردان فضیلت، سال‌ها تلاش پیگیر نمود تا علاوه بر گردآوری شعر حماسه‌سرایان غدیر، اشتباهات عمدی محققان مغرض را بر ملا سازد[۲۰].

کتاب «الغدیر» در تنظیم مطالب و نگارش بسیار ممتاز است. استفاده از منابع بسیار که به فرموده خـود علاّمه بیـش از ده هزار جلد می باشد، از جمله ویژگی‌های منحصر به فرد این کتاب است. همچنین تجزیه و تحلیل و کشف اغراض سـوء مخـالفان و نشان دادن چهره واقعی ناقلانی مغرض و خیانت‌کار و روایات و راویان مجهول‌الهویـه و غیـر اینها از ویژگی‌های دیگر کتاب الغدیر است.

علاّمه با همت والا و با عشق فراوان در شبانه‌روز به طور خستگی‌ناپذیر حدود هفده ساعت مطالعه و نسخه‌برداری داشتند. یکی از فرزندان علاّمه که در هند به همراه ایشان بوده است، پس از چند روز مطالعه بیمار می‌شود؛ زیرا توان این‌گونه مطالعه را نداشته است و پزشکان ایشان را از ادامه مطالعه منع کرده‌اند، اما علامه با وجود اینکه از فرزندشان بزرگتر بودند، ولی به گونه‌ای خستگی‌ناپذیر به کار ادامه می‌دادند[۲۱].

جالب اینکه علاّمه امینی، اکثریت قریب به اتفاق منابع کتاب بیست جلدی «الغدیر» را از مدارک معتبر اهل‌سنت نقل کرده است، به طوری که برای اهل انصاف هیچ راهی جز قبول استدلال نویسنده و اقرار به حقانیت ولایت امیر مؤمنان علی۷ باقی نمی گذارد. چاپ نخست کتاب «الغدیر» در سال (۱۳۲۴ش) در نجف صورت گرفته است.

علاّمه، در تبیین مسایل تاریخی از مسائل روز جهان اسلام هیچ‌گاه غافل نمی‌ماند، چنان‌که با طرح مباحثی جدی، حکومت و ولایت در عصر غیبت ولی عصر(عج) را از آن ولی فقیه جامع شرایط می داند و آن را امری ضروری و لازم می‌شمارد. اهمیت این تحقیق به این دلیل است که منطق مستدل شیعه را در این‌باره معرفی می کند و ثابت می کند که اعتقاد شیعیان برخلاف تبلیغات زهرآگین عده ای، مولود جریان‌های سیاسی یا نژادی و غیره نبوده است، بلکه یک منطق قوی و متکی به قرآن و سنت موجب این اعتقادات شده است.

همچنین ثابت می کند که پاره ای از اتهامات علیه شیعه مانند اینکه شیعه غیرمسلمان را بر مسلمان غیرشیعه ترجیح می دهد، یا در نماز چنین می کند و در ازدواج موقت چنان، به کلی بی اساس و دروغ است.

مهم‌تر از همه اینکه شخصیت ناشناخته امیرالمؤمنین علی۷ را که می تواند مقتدای عموم مسلمین واقع شود و همچنین ذریه پاکش را به جهان اسلام معرفی می کند[۲۲].

از جمله امتیازات و ویژگی‌های منحصر به فرد کتاب بزرگ الغدیر می توان به این موارد اشاره کرد:

  1. گستردگی و جامعیت
  2. استدلال به منطق مخالفان
  3. انصاف و امانت علمی
  4. یکدستگی و پیوستگی در غنای تحقیق
  5. الهام بخشی
  6. آمیختگی با قرآن
  7. برخورداری از جامعیت اسلامی
  8. صراحت لهجه در عین متانت[۲۳].

در نقد اخبار تاریخی، مورخان ما کمتر به فقه تاریخ پرداخته اند و بیشتر کار آنان منحصر به جمع و تدوین بوده است، نه نقد و تطبیق؛ اما علاّمه امینی با توجه به مطالعات بسیار خویش به برخی از ضوابط تطبیقی دست یافت که برای روشن کردن حقایق تاریخ اسلام، ضوابطی عملی و اطمینان بخشی به شمار می رود. در واقع همان‌گونه که ابن‌خلدون برخی از قوانین فلسفه تاریخ را تعریف کرد و به عنوان یکی از پایه‌گذاران فلسفه تاریخ شناخته شد، علاّمه امینی هم به فقه تاریخ پرداخت و بر پایه شناخت مبانی و اصول علم تاریخ به تحقیق دست زد و به عنوان «فقیه المورخین» خوانده شد، اگرچه روح بزرگ این قهرمان به این هم قانع نبود[۲۴].

محققان و پژوهشگران به دلیل جامعیت الغدیر، با تعبیرهای ویژه از این کتاب ستایش کرده اند؛ از جمله:

الغدیر، آرزوگاه پژوهشگران (دکتر محمد غلاب مصری)؛ الغدیر، دایرہ‌المعارف بزرگ؛ (محمد عبدالغنی مصری) الغدیر، جهان پهناور شناخت (عبدالفتاح عبدالمقصود مصری)؛ الغدی، کوشش علمی بی نظیر (شرف‌الدین  جبل عاملی)؛ الغدیر، کتابی نه چون دیگر کتاب‌ها (محمد تیسیر المخزومی الشامی)؛ الغدیر، کتاب اطمینان‌بخش تاریخ (دکتر پولس سلامه مصری)[۲۵].

درباره کتاب الغدیر و علاّمه امینی، کتاب‌های متعددی در سال‌های اخیر تألیف شده است که از میان آنها می‌توان به آثار زیر اشاره کرد:

– خلاصه الغدیر علاّمه امینی / عبدالحسین احمد امینی، یعقوب قاسملو / نسیم حیات / ۱۳۸۱؛

– علاّمه امینی مصلح نستوه / علی‌اکبر سیدکباری / امیرکبیر، شرکت چاپ و نشر بین‌الملل / ۱۳۸۲؛

– فاطمـۂ الزهراء ام ابیها گفتار؛ علاّمه امینی / حبیب چایچیان، عبدالحسین امینی / امیرکبیر / ۱۳۸۶؛

– غدیرشناسی، خلاصه «الغدیر» علاّمه امینی برای جوانان / محمد بیستونی / بیان جوان / ۱۳۸۵؛

– داستان غدیرخم؛ برگرفته از کتاب الغدیر اثر علاّمه امینی / محمدحسن شفیعی شاهرودی (مترجم) / قلم مکنون / ۱۳۸۶؛

– ناگفته‌هایی از غدیر؛ پرسش‌های ما و پاسخ‌های علاّمه امینی / علی عارفی / جوان یاوران / ۱۳۸۴؛

– قرآن ناطق، علی ‌بن ابیطالب۷؛ برگزیده کتاب الغدیر علاّمه / محمد بیستونی / بیان جوان / ۱۳۸۴؛

– علاّمه امینی، جرعه‌نوش غدیر، به ضمیمه جرعه‌هایی از الغدیر / مهدی لطفی / انصاری / ۱۳۸۲؛

– ابوطالب، حامی پیامبر؛ برگرفته از کتاب الغدیر اثر علاّمه شیخ عبدالحسین امینی / محمدحسن شفیعی شاهرودی / هاجر / ۱۳۸۶٫

الغدیر از نگاه علما و دانشمندان

آنان که دستی در تألیف و تدوین دارند، آگاهند که کتاب «الغدیر» شایسته ستایش و تمجید و تقدیر است و می‌دانند که در نوع خود بی نظیر است و در این موضوع هیچ‌کس تاکنون چنین ابداعی نکرده است. با انتشار کتاب «الغدیر»، سیل نامه ها و ستایش ها از دانشمندان بزرگ شیعه و اهل‌سنت و حتی پادشاهان کشورهای اسلامی به علاّمه ارسال می شود که به چند نمونه اشاره می کنیم:

استاد بولس سلامه، پژوهشگر مسیحی: الغدیر شاهکاری است که در آن تتبع استادانه با نقل صحیح و دقیق و حسن ارزشیابی و نقد و اصالت رأی فراهم آمده است و کمتر کتابی یافت می شود که چنین ویژگی‌هایی یکجا در آن گرد آید. مزیت دیگر آن نثر زیبا و روان است. دایرہ المعارفی اسلامی است[۲۶].

صفاء خلوص استاد دانشگاه لندن: وی که جلد اول کتاب الغدیر را به زبان انگلیسی ترجمه کرده است، می نویسد: الغدیر بهترین کتابی است که دانشگاه نجف در طول تاریخ تحویل جهان دانش داده است. خواننده هنگام مطالعه آن خود را در باغستانی می یابد که در آن همه نوع میوه، بلکه آنچه را که دل می خواهد و چشم از آن لذت می برد، وجود دارد و من فکر می کنم که از ستم بزرگ بر علم و از جنایت بر حقیقت است که چنین کتاب ارزشمندی با این همه مطالب نوشته شود، ولی ثروتمندان مسلمان اقدام به عالی‌ترین چاپ آن ننمایند تا همانطور که از لحاظ محتوا نمونه است، از لحاظ چاپ و ظاهر نیز نمونه باشد[۲۷].

شیخ محمد سعید دحدوح از دانشمندان اهل‌سنت: آقای من! کتاب الغدیر را دریافت کردم و آن را مورد مطالعه قرار دادم … . قبل از آنکه در امواج انبوه معانی آن وارد شوم، نیروی فکر و اندیشه ام در آن شناور گشت و شمه ای از آن را با ذائقه روحی خوش چشیدم. احساس نمودم که این همان یگانه سرچشمه و منبع آب گوارایی است که هرگز دگرگون نشود … [۲۸].

 استاد علاءالدین خروفه؛ از علمای جامع الازهر مصر: گمان نمی کردم در این عصر، عصری که شتاب در گردآوری مطالب بی پایه و سطحی و عدم دقت در بحث و کاوش حقایق از خصوصیات بارز آن می باشد، یک مرد که خود معادل یک گروه و امت است، قیام نماید و این چنین کتاب بزرگ و نفیسی را فراهم آورد که حتی از حیطه قدرت یک عده از شخصیت‌های بارز و مسلط در علوم خارج است؛ … خواندن کتاب الغدیر در شناخت حق یاری ام کرد… از این رو الغدیر برای من در نوشتن مقالاتی که در آنها از شیعه هواداری کرده ام و به مجله الازهر تاخته ام، بهترین کمک شد… [۲۹].

دکتر عبدالرحمن کیالی؛ دانشمند و سیاستمدار نامدار سوری: کتاب شما، الغدیر، می تواند پرده از روی یک حقیقت تاریخی راجع به خلافت اسلامی بردارد که مورخین راه انصاف را درباره آن پیش نگرفته اند. برخی آن را تحریف کرده اند و جمع دیگری جاهلانه یا مغرضانه از کنار آن گذشته اند. الغدیر با عظمت خود و آنچه در آن از ادب، علم، هنر، تاریخ، اخلاق و حقایق به چشم می خورد، شایان مطالعه و بررسی و تحقیق بوده و سزاوار است که هر مسلمانی از دانش سرشار آن کامیاب گشته و بداند که مورخین صدر اسلام تا چه حد تقصیر و کوتاهی کرده اند[۳۰].

در حقیقت دانشمندان بزرگ مسیحی و مسلمانان اهل تسنن درباره کتاب الغدیر و نویسنده آن مطالب بسیار و عالمانه ای را گفته اند که ما به همین مقدار بسنده می کنیم[۳۱].

  1. شهداء الفَضیلـۂ

در این کتاب تاریخی که موضوع جدیدی دارد، نام علمای شهید شده از قرن چهارم هجری تا عصر حاضر ذکر شده است. شهیدان راه فضیلت و ارائه چهره های قهرمانان عرصه جهاد و شهادت؛ یکی از موضوعات قابل توجهی بود که آن روز نظر علاّمه امینی را به خود جلب نمود. این کتاب نخستین بار در سال ۱۳۵۵ هـ .ق برابر با ۱۳۱۸ش، در نجف اشرف به چاپ رسید. علاّمه در واقع با این خدمت علمی و فرهنگی اهمیت مکتب و ارزش آن را نشان داد.

ایشان در این کتاب، سیمای صد و سی تن از بزرگ‌ترین پیکارگران عرصه علم و جهاد را با ارائه مدارک و منبع معتبر با قلم شیوا و رسا ترسیم کرده است. شیوایی قلم و قدرت ایمان علاّمه در این کتاب چنان متجلّی شد که مورد اعجاب و تحسین بزرگان دین همچون: سید ابـوالحسـن اصفهانی؛ حاج‌آقا حسیـن طباطبایی قمـی؛ شیخ آقا بزرگ تهرانـی؛ شیخ محمدحسین کمپانـی و شیخ محمدخلیل عاملـی قرار گرفت به حدی که آنها تقریظ‌های بسیاری بر آن نگاشتند. یکی از ادبای نامی لبنان به نام شیخ محمد خلیل الزین العاملی درباره این کتاب از سر اعتراف به حقیقت می نویسد: «امینی با تألیف این کتاب به زبان عربی، هم به تاریخ و هم به شیعه خدمت بس بزرگی نمود»[۳۲]. این کتاب تحت عنوان «شهیدان راه حق و فضیلت» با مقدمه استاد محمدرضا حکیمی و تقریظ آیت الله عظمی سید ابوالحسن اصفهانی و ترجمه فارسی توسط  استاد جلال‌الدین فارسی، توسط انتشارات روزبه به چاپ رسیده است.

  1. سیرتنا و سُنّتنا سیرہ نبیّنا و سنّته

این کتاب در پاسخ به سؤال فردی از اهالی حلب لبنان به نگارش در آمده است. سؤال‌کننده در خصوص مبالغه شیعیان در محبت اهل‌بیت پیامبر۶ و برگزاری مراسم عزای سیدالشهدا و اعتقاد به محترم بودن تربت سیدالشهدا و سجده بر آن، شبهاتی را مطرح کرده بود که علاّمه امینی; در ردّ این شبهات کتاب را به نگارش درآورد. علاّمه در این کتاب به بیست و چهار سوگواری که رسول اکرم اسلام در خانه همسرانش، مسجدالنبی و در جمع صحابه برای امام حسین۷ برگزار کرده‌اند؛ استناد می‌کند. در این مجامع رسول اکرم۶ در حالی که امام حسین۷ و تربت کربلا را که در دست داشتند، آن را به مردم نشان می‌دادند و می‌فرمودند: همانا که امت من این فرزند مرا خواهند کشت و این تربت کربلاست. سپس از دیدگان مبارک رسول اکرم۶ اشک جاری می شد.

در قسمتی دیگر از این کتاب، مرحوم علاّمه به موضوع سجده بر چیزهای جایز پرداخته که استحباب سجده بر تربت حضرت سیدالشهدا۷ را نیز مطرح نموده است. این کتاب تحت عنوان «راه و روش ما، راه روش پیامبر ما» ترجمه شده است.

  1. حیاہ الصدیقـۂ الطاهرہ

این کتاب با عنوان فاطمـۂ الزهرا۳ به زبان فارسی ترجمه شده است. کتاب از دو بخش تشکیل شده است. در بخش اول شش آیه درباره حضرت فاطمه۳ مورد بررسی قرار گرفته است و در بخش دوم ـ فاطمه۳ از دیدگاه روایات ـ پانزده موضوع مورد بحث قرار گرفته است و چهل منقبت که بسیاری از آنها از شئون ولایت و از خصوصیات ولی‌الله است، در این کتاب برای حضرت ذکر شده است.

  1. رجال آذربایجان

در این کتاب زندگی‌نامه دویست و سی و چهار دانشمند، ادیب و شاعر از رجال خطّه آذربایجان بیان شده است.

  1. ثمرات الأسفار (۲ جلدی)

(شرح سفرهای علمی به ایران، هند، سوریه، ترکیه و …)؛ این کتاب در دو جلد تدوین شده است. جلد اول شامل مطالب پراکنده‌‌ای از کتاب‌هایی است که علاّمه امینی در کتابخانه‌های عمومی هند مطالعه کرده است و جلد دوم شامل گزیده‌هایی از مطالب مطالعه شده توسط علاّمه در کتابخانه‌های سوریه می‌باشد[۳۳].

  1. ریاض الأُنس(۲ جلدی)

این کتاب دارای دو جزء است: در جزء اول که هفتصد صفحه را دربر می‌گیرد، آثاری از نظم و نثر به زبان عربی و فارسی از مشاهیر شعر گردآوری شده است. همچنین در آن برخی از حوادث تاریخی نیز نقل شده است. جزء دوم که هزار و دوازده صفحه است، شامل مباحثی از تفسیر، حدیث، تاریخ و عقاید می‌باشد.

  1. رساله ای درباره کتاب سلیم بن قیس[۳۴]
  2. تفسیر فاتحـۂ الکتاب
  3. المقاصد العلیّـۂ فی المطالب السنیـّۂ
  4. تعالیق فی أصول الفقه علی کتاب الرسائل للشیخ الأنصاری
  5. تعالیق فی الفقه علی کتاب المکاسب للشیخ الأنصاری
  6. العترہ الطاهرہ فی الکتاب العزیز ـ أو ـ الآیات النازلـۂ فی العترہ الطاهرہ
  7. تصحیح کامل الزیارہ
  8. رساله ای در علم درایـۂ الحدیث
  9. اعلام الأنام فی معرفـۂ المَلِکِ العلام( به فارسی پیرامون توحید)
  10. أدب الزائر لمن یمّم الحائر
  11. رساله ای درباره نیّت
  12. رساله ای در بیان حقیقت زیارات

رحلت علاّمه امینی;

هرچند گاه کوچیدن در دست مشیت الهی است، ولی در علل و اسباب می‏توان گفت: کثرت کار و زحمت بی‏دریغ علاّمه امینی قوای بدنی او را ضعیف ساخت و معمار مدینه غدیر را به ناتوانی جسمی دچار کرد. بیماری علاّمه حدود دو سال به طول انجامید تا سر انجام روز جمعه ۱۲ تیرماه ۱۳۴۹ برابر با ۲۸ ربیع‌الثانی ۱۳۹۰ هـ .ق هنگام اذان ظهر دعوت حق را لبیک گفت. روز بعد پیکر پاک وی در تهران تشییع و پـس از چنـد روز به نجف اشـرف حمل و در آنجا بعد از تشییع و طـواف بـر گرد مزار دوست در کتـابخـانه عمـومـی که خـود تأسیـس کـرده بـود، به خاک سپرده شد. او رفت، ولی الغدیر چراغ خانه دل‌های با صفا و مشعل هدایت امت تا طلـوع خـورشید ولایت شد. روحش در جوار ائمه هدی آسوده باد[۳۵].

فهرست منابع

  1. قرآن کریم.
  2. امینی، عبدالحسین، الغدیر فی الکتاب و السنّـۂ و الأدب؛ مؤسسـۂ دار الکتب الاسلامیـۂ، الطبعـۂ الثانیـۂ، قم، ۱۳۷۲٫
  3. جمعی از پژوهشگران، گلشن ابرار؛ معروف، تهران، ۱۳۸۲٫
  4. جمعی از دبیران، حساس‌ترین فراز تاریخ یا داستان غدیر؛ دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۴۷٫
  5. حکیمی، محمدرضا، حماسه غدیر؛ دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۹۶ق.
  6. حوزه علمیه قم، ۱۸/۷/۸۷، سایت www.hawzah.net.
  7. کباری، سیدعلی‌رضا، دیدار با ابرار علاّمه امینی نستوه، سازمان تبلیغات اسلامی، اول، قم، ۱۳۷۲٫
  8. شهیدی، سید جعفر و حکیمی، محمدرضا، یادنامه علاّمه امینی؛ شرکت سهامی انتشارات، تهران، ۱۳۵۵٫
  9. فارسی، جلال‌الدین، شهیدان راه فضیلت؛ روزبه، تهران، ۱۳۵۵ق.
  10. گل آذین، بشارت، مقاله علاّمه امینی و الغدیر، نشریه کتاب هفته، شماره ۶۳۸٫
  11. واحدی، محمدتقی و بهبودی، محمدباقر، ترجمه الغدیر؛ کتابخانه بزرگ اسلامی غدیر، تهران، ۱۳۴۰ و ۱۳۵۴٫

[۱] . آقا میرزا احمد از دانشمندان نامی تبریز، که در سال ۱۲۸۷هـ .ق در قریه سَرَدها از نواحی تبریز متولد شد. از سال ۱۳۰۴ برای ادامه تحصیل به شهر آمده و بعد از فراگیری مقدمات، در محضر درس علامه حاج میرزا اسدالله حضور یافت و به مرتبه ای از دانش‌پژوهی رسید که صلاحیت علمی آن بزرگوار از طرف زعیم بزرگوار حضرت آیت‌الله میرزا علی آقای شیرازی و فقیه برجسته حاج میرزا علی ایروانی مورد تأیید واقع شد. (گلشن ابرار، ج۲، ص۷۲۷).

[۲] . علامه امینی، الغدیر، ج۱، ص۱۵۴؛ جلال‌الدین فارسی، ترجمه شهداء الفضیله، ص۷٫

[۳] . از اولین شعرهایی که پدر، فرزند و شاگردش را به آموختن و حفظ آن تشویق کرد، شعری از حضرت علی۷ بود.(علامه امینی، الغدیر، ج۲، ص۲۵، ترجمه ج۳، صص۴۳ و ۴۴).

[۴] . علامه امینی پس از گذراندن مرحله نخست تحصیلات، به زادگاهش تبریز بازگشت و به تبلیغ، تدریس و تألیف پرداخت؛ تفسیر فاتحـۂ الکتاب، نخستین اثر علمی قرآنی وی، محصول همین دوران است.

[۵] . جمعی از پژوهشگران، گلشن ابرار، ج۲، ص۷۲۹؛ ایشان هواخواه علی۷ بود و خود می دانست که علی۷ او را به شهر خویش فرا خوانده است، از این رو ملامت سرزنشگران و کوردلان را به هیچ انگاشت و زیر لب زمزمه می نمود:

ملک در سجده آدم، زمین‌بوس تو نیّت کرد            که در حصن تو لطفی دید بیش از حدّ انسانی

علامه امینی در روزگاری به شهر علی بن ابی‌طالب۷ وارد شده بود که با از هم پاشیدن امپراطوری عثمانی، عراق به دست انگلیسی‌های ناپاک افتاده بود.

[۶] . یادنامه علامه امینی به اهتمام جعفر شهیدی و محمدرضا حکیمی، ص۱۹٫

[۷] . سید کباری، دیدار با ابرار؛ علامه امینی، ص۵۸٫

[۸] . برخی از شهرهایی که علاّمه برای تألیف کتاب الغدیر به آنها سفر کرده است، از این قرار است: حیـدرآبـاد، دکـن، علیگـره، لکنهو، کـانپـور، جلالی (در هنـد)، رامپـور، فـوعه، معره، قـاهـره (در مصـر)، حلب، نبل و دمشق (در سوریه).

[۹] . سید جعفر شهیدی، محمدرضا حکیمی؛ یادنامه علامه امینی، ص۲۶٫

[۱۰] . چاپخانه خورشید، ناشر دار الکتب الاسلامیـۂ، تهران؛ چاپ نجف، ۱۳۴۶ تا ۹ جلد؛ چاپ تهران تا ۱۱ جلد؛ چاپ بیروت تا ۱۱ جلد.

[۱۱] . نشریه کتاب هفته، شماره ۶۳۸، «مقاله: علامه امینی و الغدیر، بشارت گل آذین».

[۱۲] . علامه امینی، الغدیر، ج۱، ص۶۱۱۴ به نقل از کتب اهل‌سنت.

[۱۳] . همان، ج۱، ص۷۲۶۲٫

[۱۴] . برای اسامی آنان ر.ک: الغدیر، ج۱، ص۱۵۱ به بعد.

[۱۵] . مائده/۶۷٫

[۱۶] . مائده/۵٫

[۱۷] . معارج/۱ـ۳٫

[۱۸] . مائده/۵۵٫

[۱۹] . محمدرضا حکیمی، حماسه غدیر، ص۴۸۰٫

[۲۰] . همان.

[۲۱] . مقدمه الغدیر، ج۱، ص۱۱۷، چاپ ۱۳۶۸، متن عربی.

[۲۲] . سید جعفر شهیدی و محمدرضا حکیمی؛ یادنامه علامه امینی، مقاله دهم، شهید مطهری، ص۲۴۱٫

[۲۳] . بی‌ پرده سخن گفتن و مستند بودن و مؤدبانه نوشتن از ویژگی‌های مهم الغدیر است.

[۲۴] . محمدرضا حکیمی، حماسه غدیر، ص۱۹۲٫

[۲۵] . همان، ص۱۸۷٫

[۲۶] . جمعی از دبیران، حساس‌ترین فراز تاریخ یا داستان غدیر، ص۱۳۹٫

[۲۷] . محمدتقی واحدی، ترجمه الغدیر، ج۹، صص۱۷ و ۱۸٫

[۲۸] . محمدرضا حکیمی، حماسه غدیر، ص۱۷۹٫

[۲۹] . علامه امینی، الغدیر، ج۱، ص۴۹٫

[۳۰] . محمدباقر بهبودی، ترجمه الغدیر، ج۱۶، ص۷٫

[۳۱] . علاقه مندان می توانند اصل آنها را در ابتدای مجلّدات گوناگون کتاب الغدیر مطالعه نمایند.

[۳۲] . سیدعلی رضا کباری، دیدار با ابرار؛ علامه امینی نستوه، ص۵۸٫

[۳۳] . مقدمه الغدیر، ج۱، صص۸۲ـ۱۱۷، چاپ ۱۳۶۸، متن عربی.

[۳۴] . علامه امینی، الغدیر، مقدمه الغدیر، ج۱، صص۸۲ـ۱۱۷٫

[۳۵] . جمعی از پژوهشگران، گلشن ابرار، ج۲، ص۷۳۵ و سایت: www.hawzah.net

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *