خانه / هنر، رسانه و ادبیات

هنر، رسانه و ادبیات

غزل (فصل اول کتاب حنجره های جاری جلد ۳)

فهرست اشعار فصل اول: سقا/سیدحسین سیدی ۱۷ بعد از اسفند /سیدحسین سیدی ۱۹ فصل حسین۷ /سیدحسین سیدی ۲۱ غم نامۀ زیر گلو/سیدحسین سیدی ۲۴ زخم عشق تو/سیحسین سیدی ۲۶ دوست دارم زرد باشم!/سیحسین سیدی ۲۷ زمستان/سیدحسین سیدی ۲۸ چشم مترسک/سیدحسین سیدی ۲۹ ندامت/سیدحسین سیدی ۳۰ فریب /سیدحسین سیدی ۳۱ سراب/سیدحسین …

توضیحات بیشتر »

غزل (فصل اول کتاب حنجره های جاری جلد ۲)

فهرست اشعار فصل اول کتاب:  گل نیاز /سیدحسین سیدی …………………………………………. ۱۷ تقدیم به امام حسین ۷/سیدحسین سیدی ……………………… ۱۹ درخت باور /سیدحسین سیدی …………………………………… ۲۱ تمام بهار/سیدحسین سیدی………………………………………… ۲۳ غروب کرد/سیدحسین سیدی……………………………………… ۲۵ خنده تلخ/سیدحسین سیدی………………………………………… ۲۶ زیبا…/سیدحسین  سیدی…………………………………………… ۲۷ آب را گل کردند/سیدحسین سیدی……………………………….. ۲۸ کجا می‌روی/ سیدحسین سیدی…………………………………… …

توضیحات بیشتر »

تسبیحی با دانه‌های بلوط

نویسنده: مهدی کبیری دایی رجب درفش را از روی پریموز برداشت. نُک قرمزش را وسط پوستمان گذاشت. آخمان تا آسمان هفتم می‌رسید. فریادمان را فقط خودمان می‌شنیدیم. دایی رجب با چشمان تنگ شده دودمان را آهسته فوت می‌کرد و درفش را از میانمان عبور می‌داد. مغزمان سفت شده بود. شصت …

توضیحات بیشتر »

غزل (فصل اول کتاب حنجره های جاری جلد ۱)

فهرست اشعار فصل اول:  آرامش رضوی/ سیدحسین سیدی……………………………….. ۱۷ لب‌های عطشناک / سیدحسین سیدی …………………………… ۱۹ هشتمین خورشید / سیدحسین سیدی ………………………….. ۲۱ شبیخون / سیدحسین سیدی ………………………………………. ۲۳ عصر دلتنگی / سیدحسین سیدی ……………………………….. ۲۵ غروب/ سیدحسین سیدی…………………………………………… ۲۷ گرفتار توام/ سیدحسین سیدی……………………………………. ۲۸ خوب نبود/ سیدحسین سیدی……………………………………… ۲۹ …

توضیحات بیشتر »

اتهام

نویسنده: محمد کردبچّه (منتظر) حدود نیم ساعت ترافیک سنگین مسیر خیابان دانشگاه به‌طرف میدان سعدی ادامه داشت. هیچ ماشینی حرکت نمی‌کرد. مسافرین اتوبوس‌ها پیاده به سمت میدان سعدی می‌رفتند. همه ناگهان به منظره عجیبی برخورد کردند. پژو سفیدرنگی در مسیر دوربرگردان میدان، پارک کرده بود. وسط اتوبوس هنگام عبور به …

توضیحات بیشتر »

غزل مثنوی (فصل دوم کتاب حنجره های جاری جلد ۳)

برای عماد مغنیه   آتش گرفت دود سیاهی بلند شد ترکش میان جمجمۀ کوچه بند شد   یک اتفاق از لب تقدیرمان چکید زخمی شد و تمام تن شهر را درید   خورشید تا غروبِ همین قصه صبر کرد بغضش شکست ترس خودش را که قبر کرد –   گل‌های …

توضیحات بیشتر »